من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم , نمی دانم
امید روشنایی گرچه در این تیرگی ها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک , با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه , چون خورشید
سرود فتح می خوانم
زید آبادی جان درد ما مشترک است
خبرت زیاد شوکه ام نکرد اما جای تعجب داشت , انگار آقایان می خواهند تو را برای همیشه کنار بزنند اما حیف که نمی دانند که پایان این حماقت ها نزدیک است .
۶ سال حبس تعزیری که ۵ سالش باید در تبعید باشد و ممنوعیت از کلیه ی فعالیت های سیاسی – اجتماعی هم بهت آور است هم مثل طنز می ماند .
زید آبادی جان درد من و تو و جنبش سبز مشترک است , درد ما نداشتن آزادی است که صحبت کردن از همین آزادی تو را به این حال و روز کشاند .
دیروز با یکی از دوستان حرف می زدیم . دوست ما می گفت سعید شریعتی بسیار از حرف های زده یا همان اعترافات کذایی پشیمان است , من هم گفتم گ.ه خورده که اظهار پشیمانی می کند مگر تونبودی , مگر عبدالله رمضان زاده نبود , مگر محسن میر دامادی نبود , اصلا می گوییم سعید جوان است مگر حمزه غالبی نبود , مگر محمدرضا جلایی پور نبود , مگر همین حالا سعید نور محمدی در اتاق بازجویی نیست , کدامشان اعتراف کردند .
زید آبادی عزیز از همه ی اینها بگذریم چون آزادی نزدیک است , چون کم کم داریم به شپ پیروزی می رسیم , شبی که باید ۲۲ خرداد بود .
۴ دیدگاه برای “زید آبادی جان درد ما مشترک است”
فرستادن دیدگاه
* برای جلوگیری از بوجود آمدن هرزنامه , نظرات پس از تایید مدیر در این بخش قرار می گیرند
* لطفا از نوشتن پینگلیش خودداری فرمایید

اولا” اون چیزی که تو وبلاگ امیر نوشتی نفهمیدم یعنی چی
دوما” تبصره اولا” که مودب باش وگرنه میشی یکی مثل من.تبصره ثانیا”کسایی که به اصطلاح یه حرفهایی رو زدن ما نمی تونیم در موردشون این چنین قضاوتی داشته باشیم چرا که درکشون نمی کنیم و طبعا” روحیه و محیط هر کدوم از این بزرگواران هم با هم تفاوت داشته.
______________________________________________________________________
۱- در مورد کامنت امیر باید خصوصی بهت بگم که یعنی چی
۲- من به اعترافات حجاریان اعتراضی ندارم چون با اعترافاتش همه ی حکومت رو زیر سوال برد ولی به ابطحی و عطریانفر و سعید , آره اعتراض دارم چون اگر نمی تونستن جلوی کودتاچی ها بایتند نباید بعد از انتخابات صحبتی می کردند , اطحی که نمی تونه دووم بیاره چرا بعد از انتخابات تو اوج دستگیری ها گفت که ” سر ما گونی رفت ”
اگر من یا تو یا کسی دیگه ای دستگیر بشیم کسی از ما انتظار مقاومت نداره ولی کسایی که مورد قبول مردم هستند باید سر حرفهاشون بایستند , مگه الان سعید نورمحمدی بازداشت نیست , مگه بهزاد نبوی با اون سنش بازداشت نیست , چرا اینها دووم آووردن ولی سعید و ابطحی و عطریان نتونستند ؟
سلام دوست همراه و هم اندیش سبزم …برایت ارزوی سلامتی و امنیت از چنگال این ضحاکیان رادارم…
هرچند که فریدون های بسیاری ایستاده اند….ما بسیاریم .بسیاریم…اخرین شعر سبزم با عنوان ما بسیارم منتظر حضور و نقد شما دوستان سبز است
این چه حرفیه که در باره ی سعید زدی از تو بعید بود به هر حال ظرفیت افراد مختلفه نباید سرزنششون کرد.
راستی پیرو اخرین صحبتمون مقاله “پشت به تیان ان مین” کار بهاور بخون
سعید نور محمدی را آزاد کنید
http://freenoormohammadi.blogfa.com/